حزب الله
[ الصحوة الاسلامیة ]
بحرین الثوره فی البحرین بیداری اسلامی بیداری اسلامی الثوره فی البحرین
درباره وبلاگ
ایمان


نويسندگان

پاسخ به شبهات منتظري

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاريخ معاصر انقلاب اسلامي، از تابناك ترين دورانهاي تاريخ ايران،‌ و پرافتخارترين برگهاي زرين كشور ماست.

خصوصاً دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران، و دفاع مقدس ملت قهرمان، ما كه با كمترين سلاح و امكانات، در برابر رژيمي ايستاد، كه قدرتهاي دنيا به كمك او آمده بودند و با دادن ميلياردها دلار و سلاح و اطلاعات او را ياري مي‌كردند.

در برابر چنين تهاجم سنگيني،‌ ملت بزرگوار ايران،‌ با رهبري حضرت امام خميني(ره) جانانه و مردانه ايستادند و از عزت و شرف و دين خويش دفاع كردند و هرگز اجازه ندادند، حتي يك وجب از خاك كشور ما جدا شود.

اين در حاليستكه در تاريخ گذشته، هرگاه به خاك ايران حمله شده، بخشي از خاك اين كشور جدا شده است و حتي در رژيم محمد رضا پهلوي كه وابستگي به آمريكا را افتخار مي‌دانست و عامل حفظ تماميت كشور بر مي‌شمرد، بدون تهاجم دشمن، و تحت فشارهاي سياسي، بحرين از خاك ايران جدا شد.

اما در دوران پر افتخار جمهوري اسلامي،‌ اين اتفاق نيفتاد و ملت ما با خون شهيدانش، همه‌ي زمينهاي خود را آزاد كرد. و اين برگ زرين در نسل جوان كشور ما باقي ماند كه با رهبري‌ امام خميني، در برابر دشمن ايستادند.

اما از ابتداي جنگ تا انتهاي آن افرادي تحليلهاي ديگري داشتند كه مي‌گفتند و مي‌نوشتند و عليه جنگ موضع مي‌گرفتند و امام و ملت،‌ با منطق و عمل پاسخ آنها را مي‌دادند.

پس از پايان جنگ برخي همراهان، به سرزنش امام و مردم پرداختند و جنگ و استمرار آن را زير سؤال بردند كه از آن جمله مي‌توان ‹‹آيت الله منتظري›› را نام برد.

ايشان در سخنان گوناگون و در كتاب خاطرات خود، عليه جنگ و مواضع امام سخناني ايراد كرده كه لازم است پاسخ مستندي به ايشان داده شود.

به طور خلاصه ادعاهاي ايشان را در سه زمينه زير مي‌توان ديد:

1- اصل شروع جنگ بخاطر شعارهاي انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني بوده است و اين شعارها نه ضرورتي داشت و نه صحيح بود فقط كشور‌ها را از خودمان ترسانديم و آنها با ما جنگيدند در حقيقت صدام براي تجاوز جرمي مرتكب نشده است.

2- ادعاي اينكه من مخالف اين حركات بودم و از امام خواستم براي ديگر كشورها پيام حسن نيت بفرستد ولي امام قبول نكرد.

3- پس از فتح خرمشهر قرار بود خسارات ما داده شود ولي آقايان و امام اصرار كردند و اينهمه خسارت ديديم.

4- من با اين حركات مخالف بودم و معتقد بودم كه اگر مي‌خواهيم غرامت بگيريم حالا وقت آن است.

در اين تحقيق، پاسخ سخنان و ادعاهاي ايشان از لابلاي اسناد مهم تاريخي و عمدتاً آشكار و رسمي بين‌المللي آورده شده و تناقضاتي كه در سخنان و مواضع صريح خودشان، ديده شده است. تبيين گرديده است.

 

خلاصه اي از تاريخ جنگ

جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه در 31 شهريور سال 1359 آغاز شد هدفهايي را در پي داشت كه برخي از آنها بشرح زير مي باشند .

1- اشغال خاك كشور اسلامي

2- اشغال مناطق نفتي

3- پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور

4- فلج كردن نيروهاي نظامي

5- تسخير استانها يكي پس از ديگري و . . .

6- به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن

درتمام اين مراحل، همدستي آشكاري بين تمامي جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي در داخل كشور و در سطح جهان وجود داشت .

حمايت سازمانهاي بين المللي ، غربيها و اعراب از صدام

اكثريت قريب به اتفاق سازمانهاي بين المللي، سازمانهاي عربي، كشورهاي خليج فارس، كشورهاي اروپايي و دولتمردان كشور آمريكا درصدد آن بودند تا با حمايت تبليغاتي، مالي، تسليحاتي و همه جانبه از عراق او را در اين جنگ به پيروزي برسانند آنها با به ميدان آوردن تمامي امكانات خويش، از صدام چهره‌اي صلح طلبي ساختند. كه براي سركوبي آنچه آنان ‹‹ تروريست ›› مي‌خواندند‌. و يا اسلام ‹‹ خشونت گرا ›› مي ناميدند . وارد صحنه شده ، تا اين رژيم ضد حقوق بشر را سركوب كنند!؟ در آن روزگاران ‹‹ صدام حسين ›› سمبل صلح و آزادي، حقوق بشر و همه ي ‹‹ ارزشهاي انساني›› بود. در مطبوعات غرب كمترين اثري از تبليغات عليه صدام ديده مي‌شد. مطبوعات كشورهاي عربي نيز اينگونه بودند. آنان از صدام به عنوان كسي كه قسمت شرقي جهان عرب را در برابر‹‹فارس هاي مجوس›› حفاظت مي‍‌‌‌‌‌ كند، نام مي‌بردند و در اين ميان دو دولت ‹‹سعودي›› و ‹‹كويت›› بيشترين حجم حمايت از عراق را به عمل آوردند و كشور اردن و مصر نيز با تمام توان به حمايت از صدام پرداختند.

عربستان و كويت تمامي بناه در خويش را در اختيار عراق قرار داده و هر آنچه در توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد. در اولين روزهاي شروع تهاجم به ميهن اسلامي، نيروهاي عراقي به پيروزي‌هاي وسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي خوزستان، ايلام و كرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان، آنان با سلاحهاي مدرن روز، تانكهاي روسي، هواپيماهاي روسي و فرانسوي، و دلارهاي نفتي كشورهاي عربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخير در‌آوردند.

سقوط شهرها

خرمشهر پس از 34 روز مقاومت سقوط كرد و تعدادي از شهرهاي ديگر در استانهاي خوزستان، ايلام و كرمانشاه نيز به اشغال درآمد و نواميس اين ملت، زنان و كودكان در زير چكمه هاي ارتش خون آشام رژيم صدام افتادند. ميليونها تن از مردم مظلوم ايران ‹‹آواره›› شدند و در شهرها سرگردان گرديدند. تمامي محاسبات نشان مي‌داد كه صدام، بايد كار جمهوري اسلامي را تمام كند، و اين ظرف چند روز عملي است. و همه دشمنان انتظار سقوط نظام اسلامي را مي‌كشيدند. در درون كشور نيروهاي طرفدار آزادي غربي با سرزنش و تحقير نيروهاي انقلابي و با جو سازي‌ها و شايعه پراكني‌هادر درون شهرها به حمايت وسيع رواني از تهاجم نظامي عراق پرداختند. آنان به جاي آنكه جبهه‌ي جنگ را به مرزها منتقل كنند به درون شهرها منتقل كردندُ.

نقش سازمانهاي داخلي در حمايت از اهداف صدام

سازمانهايي مانند نهضت آزادي، سازمان مجاهدين خلق و سازمانهاي كمونيستي و غرب گرا،‌ همگي در يك كلام مشترك بودند و آن اينكه آزادي، مسئله اي اصلي است و آزادي را آنگونه معني مي‌كردند كه غربي‌ها مي‌پسنديدند.

غربي‌ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك صدا بودند. همانها كه هرگز به اين سؤال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است، كه صدام بدون انتخابات و بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد ‹‹سمبل آزادي خواهي›› محسوب مي‌شد. همانها كه با جريانات داخلي كشور همنوا عليه جمهوري اسلامي بودند.

جريانهاي داخلي كشور، جريانات ليبرال و جريانات مطبوعاتي، با سوء استفاده از ‹‹آزادي بي حد و حصري›› كه براي آنان وجود داشت همواره از ‹‹استبداد›› سخن مي‌گفتند، در حاليكه كشور درگير در جنگ، بطور طبيعي بايد ‹‹وضعيت اضطراري›› اعلام مي‌كرد و مطبوعات را محدود مي‌كرد، اما در ايران چنين نبود و ‹‹رثيه سرايان›› آزادي غربي، با استفاده از فضاي ‹‹بي حساب و كتاب››، عليه آزادي موجود سخن مي‌گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومت مي‌پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي‌كردند. آنان توانستند در آن مدت، درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه لازم بود نيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپا كرده و هر روز تيتر اصلي روزنامه هايشان مبارزه با ‹‹خشونت››، ‹‹شكنجه›› و شايعه‌هاي فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.

نقش نيروهاي انقلاب اسلامي

اما به دور از تمامي اين جريانات، نيروهاي انقلاب اسلامي (و خصوصاً جوانان سلحشور و برومندي كه با كيمياگري خميني بزرگ به طلاي ناب مبدل شده بودند) در صحنه هاي نبرد، مظلومانه مقاومت كردند و در همان روزهاي آغازين، ماشين جنگي صدام را از حركت باز داشتند. ماشين جنگي‌اي كه بايد تا عمق استراتژيك كشور پيش مي‌آمد، در همان اولين روزها به گل نشست و نتوانست از ميانه‌ي راه خوزستان جلوتر بيايد. از قصر شيرين فراتر نتوانست بيايد و در نزديكي سرپل ذهاب متوقف شد. و از آنجا نيز اخراج گرديد. نيروهاي رزمنده و مقاوم جمهوري اسلامي كه با روحيه ايمان مي‌جنگيدند. در حالي كه از كمترين سلاح و كمترين برابري اسلحه با دشمن برخوردار نبودند. با ياري و اتكاء به خداوند و توسل به ائمه اطهار ‹‹عليهم صلوات الله››، در صحنه هاي نبرد مظلومانه و غريبانه جنگيدند. و ‹‹ملي گرايان واقعي›› آنها بودند كه با تكيه بر ‹‹دين›› از آب و خاك كشور ‹‹دفاع›› كردند، نه آنان كه با ‹‹شعار ملي گرايانه›› به كمك و ياري رواني و تبليغاتي دشمن شتافته بودند.

چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي ‹‹شهادت طلب›› به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه در برابر گروه اندكي از انسانهاي ‹‹شجاع با ايمان›› معتقد به انقلاب اسلامي، در همان روزهاي نخست ‹‹نابود›› شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينها از بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري خردمندانه ولي فقيه بود. كه بي اعتنا به تبليغات رسانه‌هاي ضد آزادي غربي، به مقاومت و پايمردي، پا مي‌فشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشته بود.

مقايسه تاريخي

اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسه كنيم هرگاه دشمناني به مراتب ضعيف‌تر از صدام، در دورانهايي كه دولتهاي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حمله كردند بخش هايي از ميهن، جدا شده است. نقشه‌ي جغرافياي سياسي ايران در اين مدت نشانگر آن است كه در طول تاريخ (‌دويست ساله اخير) بخش‌هايي از ميهن جدا شده است.

مقاومت مظلومانه و خيانتهاي ليبرالها

اما در دوران جمهوري اسلامي اين دست آورد و افتخار عظيم براي مردم ما و براي جوانان ما و براي امام بزرگوار ما و در يك كلام براي اسلام و انقلاب اسلامي باقي ماند كه يك وجب از خاك ميهن جدا نشده آري بخشهايي به اشغال دشمن درآمد اما با پايمردي پس گرفته شد و عليرغم زخم زبانهايي كه از همان روزهاي نخستين جنگ، سر داده مي‌شد. و همه ناجوانمردي‌هايي كه در درون شهرها صورت مي‌گرفت و تمامي ترفندهايي كه دشمنان انقلاب اسلامي در سطح جهان ايجاد كرده بودند اما اين ملت مقاوم مسلمان به رهبري امام بزرگوار و با پيروي از تعاليم عاليه اسلام توانست دشمن را زمينگير كند. سپس با اخراج بني صدر از قدرت، (كه مانع اصلي تهاجم عليه عراق بود، و جنگ را به درون شهرها آورده و به نيروهاي خودي كشانده بود) ‌ مراحل عملياتي نيروهاي انقلاب اسلامي آغاز گرديد. و تحليل‌هاي ليبرالها را بر باد داد. ليبرالهايي كه با شعار در درون شهرها به تفرقه ميان مردم پرداخته و بجاي تشويق به دفاع مقدس، جنگ را در شهرها بر سر آزادي! قرار داده و در حاليكه با آزادي تمام، به همه اركان نظام، اهانت مي‌كردند، دم از نبود آزادي مي‌زدند و با تفرقه در ميان صفوف ملت به دشمن خدمت مي‌كردند.

شكست ها و پيروزي ها در جنگ

نيروهاي انقلاب اسلامي از همان ابتدا، دفاع خود را با به تهاجم عليه دشمن آغاز كردند. با خروج بني صدر (كه ادعا كرده بود اگر من از قدرت بركنار بشوم صدام آبادان را فتح خواهد كرد. نه تنها چنين نشد بلكه با انسجام و وحدت كاملي كه در ميان نيروهاي رزمنده پديد آمده بود) عمليات‌هاي وسيعي يكي پس از ديگري طراحي و برنامه ريزي شد.

اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان، به شكست انجاميد. دومين عمليات نيز شكست خورد و عمليات هاي فراواني برنامه‌ريزي شد و شكست خورد. نيروهاي مقاوم نستوه انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست‌ها مأيوس نشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده كردند و نهايتاً‌ در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم جمهوري اسلامي به دست آمد. و آن آزاد سازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرار ترجيح دادند. عده فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاب اسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانست ملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.

عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات ‹‹آزاد سازي بستان›› آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزاد سازي بستان حركت كردند، آن عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواج خروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه‌اي براي فتح‌المبين شد، ‹‹فتح المبين›› عمليات وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور را در عيد نوروز 1361 آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام ‹‹بيت المقدس›› طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند ‹‹ارتش تا دندان مسلح صدام›› را در خرمشهر به ‹‹نابودي›› بكشانند و اين پيروزي عظيم نقطه عطفي در تمامي عمليات‌ها شد.

ديدگاههاي موافق و مخالف با ادامه جنگ پس از خرمشهر

درست همانطور كه از ابتداي جنگ تحميلي تا آن روز، در هر عملياتي نظرات مخالف و موافق دلسوزان وجود داشت.  پس از عمليات بيت المقدس نيز نظرات موافق و مخالف دلسوزانه اي وجود داشت.

برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز بر اين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي آنكه دشمن را به ‹‹شكست›› بكشانيم و او را از هر حمله‌اي در آينده بازداريم. اين نظرات در محضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره) خود از كساني بودند كه بر اين باور بودند كه نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبه نظامي و سياسي، از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب اسلامي، مطرح كردند كه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم. حضرت امام اين سخن را ‹‹پذيرفت››، و درست مانند تمامي صحنه هاي جنگ ‹‹مردانه›› و ‹‹قهرمانانه›› از فرماندهان عملياتي مقاوم و مجاهد ما ‹‹دفاع›› كرد. هر چند، كه كساني در آن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي‌كردند و امروز كه برخي از ناكامي‌ها و تلخكامي‌ها، كه در عمليات‌هاي پس از بيت‌المقدس پديد آمده، عليه آنان سخن مي‌گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه‌اي كه داشت (و به مشاورت كارشناسان معتقد بود و همواره به نظرات كارشناسي را احترام مي‌گذاشت و پس از آنكه آن نظريات را مي‌پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس از آن حمايت مي‌كرد، و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش افراد رده بعد از خويش نمي‌انداخت) تا آخرين روز جنگ تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرت امام، روشنگر اين مسئله است.

مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر، در پاسخ به سؤالي چنين مي‌گويد :

س - بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتر بوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد. لطفاً خاطره‌اي را از آن دوران تعريف كنيد؟‌

تلخترين خاطره اي كه به ياد دارم ‹‹پذيرش قطعنامه››، و شيرين ترين خاطره مربوط به ‹‹ فتح خرمشهر ›› است. فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعت حدوداً چهار بعد از ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سه مرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي‌زدند و راديو هم در دستشان بود چون ما از قبل مي‌دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند و درگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.

امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلام كرد. با شنيدن صداي گوينده، من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بود اوقاتشان زياد تلخ نمي‌شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نمي‌شدند.

و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود، اما بالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويم تا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم. امام اصلاً با اين كار موافق نبودند و مي‌گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اين جنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگ تمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه‌اي خاص ادامه بدهيم و الان هم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است.

‹‹ دليل آفتاب ›› ( خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم تهران خرداد 1378 مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 124

نقش اساسي حضرت امام در پيروزيها و استمرار دفاع مقدس

مسئوليت دفاع مقدس، از روز اول تا نهايت بر عهده ي امام (ره) است او آن بزرگ مردي است كه بر تارك اين انقلاب خواهد درخشيد و تمامي تاريخ نويسان آينده (چه طرفدار انقلاب اسلامي باشند چه مخالف) بايد بنويسند كه در ‹‹عصر طلايي›› او بود كه دشمن نتوانست سر سوزني از خاك ميهن ما را جدا بكند. اين امام، پس از مشورت فوق با مسئولان نظر آنها را پذيرفت و تا آخرين روز جنگ كمتر كسي فهميد كه امام با استمرار جنگ مخالف بوده است و همواره از جنگ حمايت كرد و تا آخرين نفس و تا آخرين خانه، و تا رفع فتنه در جهان، خواستار استمرار نبرد بود.

شبهه افكني‌هاي دوستان و دشمنان انقلاب اسلامي

حضرت امام، پس از سالها خون دل خوردن، در برابر شبهه افكني‌هايي كه نسبت به شروع و تداوم جنگ صورت گرفت قاطعانه موضع گرفتند و عليه اين افراد سخن گفتند.

برخي از افراد اظهار داشتند كه، ‹‹بخاطر لجبازي هاي خويش بايد توبه كنيم››. در اين ميان، تلخ‌ترين سخنان از سوي آيت‌الله منتظري گفته شد كه سمت قائم مقامي ايشان را داشت و در مطبوعات به طرز وسيعي پخش شد و مورد استقبال راديوهاي بيگانه قرار گرفت و هر كس در هر كجاي دنيا آن را عليه نظام، استدلال كرد و موج شادي در اردوگاه كفر ايجاد نمود و صدام و ضد انقلاب با تكيه بر همين سخنان عليه امام موضع گرفتند.و امام خميني آن سخنان را عالمانه نقد كردند و به صراحت پاسخ دادند.

سخنان آيت الله منتظري در رابطه با جنگ دل امام را بدرد آورد

بررسي سخنان ايشان در مورد جنگ ضروري است، مواضع متضاد ، متناقض و گاه عجيب كه ايشان ابراز مي كرد باعث شد تا در آخرين روزهاي سال 1367 تحت تأثير شبهه‌هاي القاء‌ شده از سوي مخالفان نظام و جنگ، خصوصاً نهضت آزادي، كه با ايشان ارتباط داشتند و در دادن اطلاعات كاناليزه شده به ايشان، نقش اساسي را عمل كردند، سخن بگويد. تيتر اصلي آن توسط روزنامه كيهان، تحت سرپرستي برخي افراد مشخص، چنين بود ‹‹قائم مقام رهبري: بايد ملت را هماهنگ و خوشبين كنيم و اشتباهات را جبران نماييم.››

ايشان اساسي ترين اشتباهات نظام را شروع و استمرار جنگ دانست و به صراحت چنين گفت:

آن اجتماعات تظاهرات و راهپيمائي‌هائي كه در شهرها بود و فيلمهاي آنها را مي‌بينيم دقت كنيد كه در آنوقت چه روحيه‌اي حكمفرما بود و چه عناصري در جامعه بودند چه جوانها امكانات و منابع اقتصادي وجود داشت اينها را بررسي كنيم كه چه هماهنگي ها، فداكاريها، ايثارها و گذشتهائي بود و همه از همديگر دفاع مي‌كردند، دانشگاهي و روحاني و بازاري و … اگر كسي ضربه مي‌خورد همه از او دفاع مي‌كردند. ببينيم اين وحدت‌ها و ايثارها چه شده است. بايد حساب كنيم در ظرف اين ده سال كه جنگ را به ما تحميل كردند آيا جنگ را خوب طي كرديم يا نه، دشمنان ما كه اين جنگ را تحميل كردند آنها پيروز از كار درآمدند. چقدر نيرو از ايران و از دست ما رفت و چقدر جوانهائي را از دست داديم كه هر كدام يكدنيا ارزش داشتند و چه شهرهائي از ما خراب شد. بايد اينها بررسي شود و ببينيم اگر اشتباهي كرده‌ايم اينها ‹‹توبه›› دارد و اقلاً متنبه شويم كه بعداً‌ تكرار نكنيم. چقدر در اين مدت ‹‹شعارهائي›› داديم كه ‹‹غلط›› بوده و خيلي از آنها ما را در دنيا منزوي كرد و مردم دنيا را به ما بدبين كرد و هيچ لزومي هم براي اين شعارها نداشتيم. اينها راه عاقلانه‌تري داشته و ما سرمان را پائين انداختيم و گفتيم همين است كه ما ميگوييم بعد هم فهميديم كه اشتباه كرده‌ايم. بايد بفهميم كه اشتباه كرده‌ايم و بعد بگوييم خدايا واي ملت ايران ما اينجا اشتباه كرديم. چه اشكال داد كه مسؤول بيايد و بگويد كه من اشتباه كردم.

منتظري در ادامه سخنان خود گفتند: ما در جنگ خيلي اشتباه كرديم و خيلي جاها لجبازي كرديم و شعارهائي داديم كه مي‌دانستيم نمي‌توانيم آنرا انجام دهيم. شعارهايي داديم كه دنيا را از خودمان ترسانديم و فكر كردند كه در ايران ما مردم را مي كشيم. در خارج از كشور ما افرادي داريم كه نه ضد انقلابند و نه مخالف هستند و روحشان براي ايران پر مي‌زند و اهل ايران هم هستند اما مي‌ترسند كه به ايران بيايند.

براي يك نوع كارهائي كه غلط انجام شده . ما همه كارهايمان درست نبوده و هيچكدام معصوم نيستيم.

قائم مقام رهبري با ذكر آيه‌اي از قرآن و روايتي از پيامبر (ص) در مورد خطا كاري انسان اظهار داشتند: يك وقت خطا عمد است و يكوقت هم قصور كرده‌ايم. اگر قصور باشد و حساب نكنيم، فكر مي‌كنيم، كه همه ما خوب كار مي‌كنيم. ولي اگر جامعه ايران كه انقلاب كرده و مسؤوليني كه سر كارند حساب كنند كه ما در اول انقلاب چه داشتيم و تا كجا بوديم و به كجا رسيده‌ايم اگر اشتباهاتي داشته‌ايم جبران كنيم.

ما خيلي جاها لجبازي كرده‌ايم و گوش به حرف و تذكرات افراد عاقل در روزنامه‌ها ، راديو تلويزيون و اعلاميه‌هاي خارج و داخل كه راهنمايي و وساطت مي‌كردند در بعضي مسائل نداده‌ايم و قبول نمي‌كرديم و توجه نداشتيم اما حالا چيزهايي كه قابل جبران است بايد جبران كنيم. ( روزنامه كيهان 23/11/1367 )

قلب امام از اين سخنان بدرد آمد

قلب حضرت امام از اين سخنان، كه از نزديكترين افراد به نظام، صادر شده بود، احساس درد كرد، احساس دردي عميق از خنجري از پشت، از سوي نزديكترين دوست، و چنين بود كه امام، طولاني‌ترين نامه خويش را نوشت و علني منتشر ساخت و در پاسخ به اين شبهات سخن گفت نامه‌اي كه در جاي جاي آن اشك چشم و خون دل خميني بزرگ، از نامردمي‌ها و نامهرباني‌ها آشكار است، اين نامه در.23 صفحه از كتاب صحيفه نور آمده است . و تاريخ آن.3/12/67 مي‌باشد.

امام مواضع خود را تبيين كرد

حضرت امام خميني در اين نامه به صراحت پاسخ شبهه افكنان را داد و طوري سخن گفت كه به راحتي مي شد فهميد،‌ اينها پاسخ به منتظري است كه در 22 بهمن آن سخنان را گفته و در رسانه‌ها چاپ شده و از راديو تلويزيون نيز پخش گرديده است.

در اين سخنان امام موارد زير را متذكر مي‌شوند. و مواضع خود را در قبال جنگ و شعارهاي انقلاب اسلامي تبيين مي‌كنند.

1- اين تحليل ها غير منصفانه است.

2- انقلاب اسلامي به اكثر اهداف خويش رسيده است.

3- ما مغلوب و شكست خورده نيستيم بلكه دشمنان، شكست خورده هستند.

4- هر روز، در جنگ بركتي داشته‌ايم

5- جنگ ما عمل به وظيفه بود و نتيجه فرع آن بود.

6- آنها كه خيال مي‌كنند ما چون در جبهه به آرمان نهايي نرسيده‌ايم پس شهادتها و رشادتها بي فايده است كوته نظرند.

7- عذر خواهي از خانواده‌هاي معظم شهدا و جانبازان به خاطر تحليلهاي غلط افرادي چون منتظري.

8- اعلام عدم پشيماني براي يك لحظه در جنگ.

9- علت اين تحليل‌هاي غلط، براي بدست آوردن رضايت چند ليبرال خود فروخته است.

10- اين تحليل‌ها به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر مي‌شود.

11- ما نبايد بخاطر تأخير در رسيدن به همه اهداف، از اصول خود عدول كنيم.

12- مشابهت با عدم موفقيتهاي ظاهري انبياء‌ و اولياء.‌

13- ملت، اكثر شعارهايي را كه داده است بدست آورده است.

14- تغيير تاكتيها بدلايل ضرورتها، دست كشيدن از شعارها نبوده است.

تقابل ديدگاه آيت الله منتظري با امام خميني

اينك به متن كامل اين فراز از سخنان حضرت امام خميني توجه فرمائيد. كه به صراحت تقابل ديدگاه خويش را با  منتظري تبيين مي‌فرمايند. و نشان مي‌دهند كه روند جدايي ديدگاههاي منتظري به مرحله بسيار حادي رسيده بود. امام خميني مي‌فرمايند:

من امروز بر اين عقيده‌ام كه مقتدرترين افراد در مصاف با آن همه توطئه‌ها و خصومت ها و جنگ افروزي‌هايي كه در جهان عليه انقلاب اسلامي است. معلوم نبود موفقيت بيشتري از افراد موجود به دست مي‌آوردند. در يك تحليل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پيروزي بايد عرض كنم كه انقلاب اسلامي ايران در اكثر اهداف و زمينه‌ها موفق بوده است و به ياري خداوند بزرگ در هيچ زمينه‌اي مغلوب و شكست خورده نيستيم.

حتي در جنگ پيروزي از آن ملت ما گرديد و دشمنان در تحميل آن همه خسارات چيزي به دست نياوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختيار داشتيم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتري مي‌نگريستيم و مي‌رسيديم ولي اين بدان معنا نيست كه در هدف اساسي خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‌ايم.

هر روز ما در جنگ بركتي داشته‌ايم كه در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ايم، ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‌ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم‌،‌ ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم‌،‌ ما در جنگ ريشه‌هاي انقلاب پر بار اسلاميمان را محكم كرديم،‌ ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً‌ مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرت‌ها و ابرقدرتها ساليان سال مي‌توان مبارزه كرد،‌ جنگ ما كمك به فتح افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت ، جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظام هاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بيداري پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت.

تنها در جنگ بود كه صنايع نظامي ما از رشد آن چناني برخوردار شد و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت.

همه اينها از بركت خون‌هاي پاك شهداي عزير هشت سال نبرد بود. همه اينها از تلاش مادران و پدران و مردم عزيز ايران در ده سال مبارزه با آمريكا و غرب و شوروي و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست،‌ جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد.

چه كوته نظرند آنهايي كه خيال مي‌كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايي نرسيده‌ايم،‌ پس شهادت و رشادت و ايثار و از خود گذشتگي و صلابت بي فايده است!‌ در حالي كه صداي اسلام خواهي آفريقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلام شناسي مردم در آمريكا و اروپا و آسيا و آفريقا يعني در كل جهان از جنگ هست ساله ماست.

من در اين جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليل‌هاي غلط اين روزها رسماً معذرت مي‌خواهم و از خداوند مي‌خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد.

ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستي مگر فراموش كرده‌ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده‌ايم و نتيجه فرع آن بوده است.

ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم ترديد ننمودند، آن ساعتي هم كه مصلحت بقاي انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد ، باز به وظيفه خود عمل كرده است! آيا از اين كه به وظيفه خود عمل كرده است نگران باشد؟

نبايد براي رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي‌اش عدول مي‌كند.

تحليل اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران چيزي به دست نياورده و يا ناموفق بوده است، آيا جز به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمي شود؟

تأخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمي‌شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه‌ايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه انبيا و معصومين عليهم السلام در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند. هرگز نمي‌بايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلي و بلند مدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه عمل نپوشيده است ذكري به ميان آورند.

در حالي كه به لطف خداوند بزرگ ملت ما توانسته است در اكثر زمينه‌هايي كه شعار داده است به موفقيت نايل شود. ما شعار سرنگوني رژيم شاه را در عمل نظاره كرده‌ايم. ما شعار آزادي و استقلال را به عمل خود زينت بخشيده‌ايم. ما شعار مرگ بر آ‌مريكا را در عمل جوانان پر شور و قهرمان و مسلمانان در تسخير لانه فساد و جاسوسي آمريكا تماشا كرده‌ايم. ما همه شعارهايمان را با عمل محك زده‌ايم. البته معترفيم كه در مسير عمل، موانع زيادي به وجود آمده است كه مجبور شده‌ايم روش‌ها و تاكتيك‌ها را عوض نمائيم. ما چرا خودمان و ملت و مسؤولين كشورمان را دست كم بگيريم و همه عقل و تدبير امور را در تفكر ديگران خلاصه كنيم؟ (صحيفه نور)

همانگونه كه ملاحظه فرموديد سخنان امام كاملاً صريح و روشن در دفاع از هشت سال دفاع مقدس است، امام، در طول دفاع مقدس و پس از آن لحظه اي از حمايت از جنگ خودداري نكرده‌اند و اگر حتي در مقاطعي از جنگ نظر شخص ايشان چيز ديگري بوده باشد، اما وقتي تصميم‌هاي جمعي گرفته شده و عقلا و خردمندان روشي را پسنديده‌اند، امام نيز از آن دفاع كرده و هرگز، تقصيرها را به گردن ديگران نينداخته است زيرا خود نيز هم عقيده آنان گشته است.

مخالفت امام با حاكميت ليبراليزم

اين در حاليست كه امام خميني (ره) در رابطه با حاكميت ليبرالها، و كسانيكه اعتقاد راسخي به اسلام ناب محمدي (ص) در حكومت و حاكميت نداشته‌اند به صراحت سخن گفته‌اند و از اينكه در ابتداي انقلاب اسلامي به آنان اعتماد كرده‌اند، آن را اشتباهي مي‌دانند كه تلخي آن به راحتي از بين نمي‌رود. و اگر امام، نسبت به استمرار جنگ مسئله داشتند و اين را اشتباه مي‌دانستند يقيناً اشاره به آن مي‌كردند.

حضرت امام در همين نامه، در رابطه با علت اين تحليل‌ها، به صراحت دليل آن را ذكر مي‌كنند و اظهار مي‌دارند كه نفوذيهاي ليبرالها در برخي بيوت و كنار دست ديگران باعث چنين تحليل‌هايي شده است.

مسئله نفوذ نهضت آزادي و ليبرالها در بيت قائم‌مقام رهبري، چيزي بود كه  منتظري و دوستان ايشان در سال.1367  آن را نفي مي‌كردند و در آن سالها اصرار مي‌كردند تا به امام اثبات كنند كه هيچ رابطه‌اي با ليبرالها ندارند و چه قسم‌ها كه نخوردند و چه نامه‌ها كه ننوشتند اما امام بزرگوار، با چشم الهي خود، همه مسايل را مي‌ديد و به راحتي مي‌فهميد كه نمي‌شود تحليل‌هاي مشابه وجود داشته باشد مگر آنكه مراوده و رفاقتي صورت گرفته باشد. اما سال‌ها از آن تاريخ گذشت و همه حقايق رو شد و در سال.1367 بيت آقاي منتظري و شخص ايشان، به همكاري و رفاقت با همان ليبرالها افتخار كردند. و نشان دادند كه سخنان امام مبني بر نفوذ ليبرالها در بيت آقاي منتظري شايعه نيست بلكه حقيقتي تاريخي و منطبق بر واقعيت است.

توبه امام از دادن حكم مسئوليت به ليبرالها

حضرت امام،‌ در رابطه با حكمي كه به ليبرال‌ها در اول انقلاب اسلامي دادند، چنين بيان مي كنند: ‹‹من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي‌كنم كه به تصميمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهم كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي نداشته‌اند اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود››

ايشان سپس به صراحت اعلام مي‌فرمايند: گرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم.

براستي اگر پس از پايان ‹‹حماسه›› سوم خرداد و ‹‹پيروزي خرمشهر››، نظر قطعي شان مبني بر پايان دادن به جنگ بود چرا در اين نامه اين مسئله را متذكر نشدند؟ اين نامه پس از 6 ماه از پايان جنگ صادر شده و مي‌شد در آن همين موارد را نيز ذكر كنند كه مثلاً من مخالف بودم ولي با اصرار قبول كردم.

اما امام عزيز، عليرغم آنچه از ايشان نقل شده، خود نيز پس از مشورت با خردمندان عرصه جهاد به اين نتيجه رسيدند كه جنگ بايد ادامه يابد و لذا به استمرار آن تأكيد كردند. و خود مسئوليت آن را پذيرفتند.

حال سخنان حضرت امام را در خصوص حاكميت ليبرالها و نفوذ آنها در اين تحليلها بخوانيد و به هوشمندي آن مرد بزرگ آفرين بگوييد. و دعا كنيد كه عاقبت همه وابستگان به ليبراليسم ختم به خير شود.

هشدار امام به حاكميت و نفوذ ليبرالهاي وابسته گرا

من به طلاب عزيز هشدار مي‌دهم كه علاوه بر اين كه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآب‌ها باشند، از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده‌اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزي‌هاي بي‌مورد و ساده انديشي‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌هاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود. من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي‌كنم كه به بعضي تصميمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي نداشته‌اند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي‌رود. گرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكا جهانخوار قناعت نمي‌كنند در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند. امروز هيچ تأسفي نمي‌خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروه ها و ليبرال ها مي خوريم ، آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جاري مي كنيد؟ چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده ايد؟ چرا لانه جاسوسي را اشغال كرده‌ايد و صدها چراي ديگر. و نكته مهم در اين رابطه اين كه نبايد تحت تأثير ترحم هاي بيجا و بي‌مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفين و متخلفين نظام،‌ به گونه اي تبليغ كنيم كه احكام خدا و حدود الهي زير سؤال بروند. من بعضي از اين موارد را نه تنها به سود كشور نمي‌دانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره مي‌برند.

هرگز اجازه نمي‌دهم ليبرالها حاكم شود

من به آنهايي كه دستشان به راديو تلويزيون و مطبوعات مي‌رسد و چه بسا حرف‌هاي ديگران را مي‌زنند صريحاً اعلام مي‌كنم. تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال ها بيفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بي پناه را از بين ببرند،‌ تا من هستم از اصول نه شرقي و نه غربي عدول نخواهم كرد، تا من هستم دست ايادي آمريكا و شوروي را در تمام زمينه ها كوتاه مي كنم و اطمينان كامل دارم كه تمامي مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامي خود هستند كه علاوه بر ده ها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگي خود امسال نيز در راهپيمايي 22 بهمن حقيقت آمادگي كامل خويش را به جهانيان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده كردند كه تا كجا حاضر به فداكاري اند . من در اين جا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مي دانم كه زبان به وصف و تقدير از آنان بگشايم . خداوند پاداش عظيم اين همه اخلاص و رشد و بندگي را خواهد داد ولي به آنان كه نا آگاهانه مردم شريف و عزيز ما را متهم به روي گرداني از اصول و انقلاب و روحانيت مي كنند سفارش و نصيحت مي كنم كه در گفتار و كلمات و نوشته ها با دقت و مطالعه عمل كنند و برداشت ها و تصورات نابجاي خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند . (همان)

آري امام به صراحت تحليل هاي امثال آقاي منتظري را نسبت به نفوذ ليبرالها مي دادند و از حاكم شدن دوباره آنها اظهار نگراني مي كردند و بازگشت آنان به صحنه هاي حاكميت را، زير سؤال رفتن احكام خدا و حدود الهي دانستند و محكوميت همه ارزشها و شعارها خواندند، آنچه انسان به راحتي مي تواند در برخي بيانيه ها و نوشته ها و مطبوعات در اين روزها مشاهده كند كه با بازگشت ليبراليزم به حاكميت كشور،‌ چگونه همه ارزشهاي ديني زير ضربه قرار گرفته و رابطه با آمريكا و اسلام آمريكايي ، به ارزش مبدل شده است. هر چند در ميان مردم اينگونه نيست. ولي مرعوبان و افراد خود باخته طرفدار ليبراليزم در روزنامه‌هاي خود فضا را اينگونه ترسيم مي‌كنند.

پيش بيني ده سال بعد توسط امام خميني

اگر تاريخ صدور اطلاعيه امام را ببينيم و به آن نظر بيفكنيم كه 1367/12/3 است پيش بيني‌اي را در آن مي‌بينيم كه دقيقاً تحقق يافته است.

حضرت امام خميني در پاسخ به اينكه ‹‹اشتباهات ما باعث شد تا جنگ آغاز شود›› به داستان سلمان رشدي اشاره مي‌كنند و به صراحت اعلام مي‌دارند كه اين كار غربيها براي جنگ با اسلام است و اين تست مسلمانها بود كه آيا غيرت نشان مي‌دهند يا خير.

سپس به تبعات حكم الهي اعدام سلمان رشدي، كه برخلاف ديپلماسي رايج بر جهان بوده اشاره كرده و ميفرمايند ‹‹ترس من اينست كه تحليل گران امروز ده سال ديگر بر كرسي قضاوت بنشينند و بگويند كه بايد ديد فتواي اسلامي و حكم اعدام سلمان رشدي مطابق اصول و قوانين ديپلماسي بوده است يا خير؟ و نتيجه گيري كنند كه چون بيان احكام خدا آثار و تبعاتي داشته است و بازار مشترك و كشورهاي غربي عليه ما موضع گرفته‌اند پس بايد خالي نكنيم و از كنار اهانت كنندگان به مقام مقدس پيامبر و اسلام و مكتب بگذريم››

و ده سال بعد فرا رسيد و ليبرالهايي كه با ‹‹ائتلاف مدعيان خط امام›› به حاكميت رسيده بودند در رسانه هاي تغذيه شده از پول بيت المال، نفوذ كرده، همين سخنان را نوشتند و بر كرسي قضاوت نشستند و همه انديشه‌هاي امام را محكوم كردند و خشونت گرايي خواندند. و با كمال تأسف كساني كه بايد به دفاع از انديشه‌هاي امام بر‌ مي‌خواستند بخاطر منافع جناحي و سياسي، ‌سكوت كردند.

حضرت امام در پاسخ به سخنان اين افراد كه نبايد ‹‹تندي›› مي‌كرديم و استدلال منتظري كه تنديهاي ما باعث وحشت جهان و در نتيجه جنگ عليه جمهوري اسلامي شد، چنين فرمود:

آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي‌كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديد نظر نماييم و ما خامي كرده‌ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم،‌ آنان با ما برخورد متقابل انساني مي‌كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي‌گذارند.

اين يك نمونه است كه خدا مي‌خواست پس از انتشار كتاب كفر آميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه‌اش با اسلام بر ملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب و اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي نگذاريم و با تمام وجود درك كنيم كه مساله اشتباه ما نيست. بلكه تعهد جهانخواران به نابودي اسلام و مسلمين است والا مساله فردي سلمان رشدي آن قدر برايشان مهم نيست كه همه صهيونيست‌ها و استكبار پشت سر او قرار بگيرند.

روحانيون و مردم عزيز حزب‌الله و خانواده‌هاي محترم شهدا حواسشان را جمع كنند كه با اين تحليل‌ها و افكار نادرست خون عزيزانشان پايمال نشود. ترس من اين است كه تحليل گران امروز ده سال ديگر بر كرسي قضاوت بنشينند و بگويند كه بايد ديد فتواي اسلامي و حكم اعدام سلمان رشدي مطابق اصول و قوانين ديپلماسي بوده است يا خير؟‌ و نتيجه گيري كنند كه چون بيان حكم خدا آثار و تبعاتي داشته است و بازار مشترك و كشورهاي غربي عليه ما موضع گرفته اند، پس بايد خامي نكنيم و از كنار اهانت كنندگان به مقام مقدس پيامبر و اسلام و مكتب بگذريم!

خلاصه كلام اين كه ما بايد بدون توجه به غرب حيله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسي حاكم بر جهان در صدد تحقق فقه عملي اسلام برآييم و الا مادامي كه فقه در كتاب‌ها و سينه علما مستور بماند،‌ ضرري متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسايل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد. نمي‌تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براي اداره جامعه كافي نيست. حوزه‌ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياي عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه‌هاي رايج اداره امور مردم در سال هاي آينده تغيير كند و جوامع بشري براي حل مشكلات خود به مسايل جديد اسلام نياز پيدا كنند. علماي بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براي اين موضوع فكري كنند.

احياء ليبراليسم و حمله به امام

آري ليبرالهاي باز زنده شده (توسط افرادي كه از آنان چنين تصوري نمي‌رفت) به تزريق شك و شبهه در ارزشها و باورهاي اسلامي پرداختند و برخي قلم بدستان همنوا با غربيها و غرب زدگاني چون نهضت آزادي، كه اينبار جان گرفته بودند، عليه آرمانهاي امام شروع به جو سازي كردند. يكي از شاه بيت‌هاي سخن آنان اين بود كه تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر ‹‹خيانت›› بود آنان در سخنان خويش بارها و بارها جملاتي را تكرار كردند كه غربيها را خوش آمد، غرب زدگان در مقالات خويش از سخنان آنان بهره بردند و آنان را به عنوان قهرمانان آزادي معرفي كردند. و كساني كه در دوران دفاع مقدس، هنري جز خالي كردن دل ملت نداشتند و در صحنه‌هاي دفاع شرافتمندانه، حضوري نداشتند. اين بار طلبكار خون شهدا شدند و با تهاجم به فرماندهان دلسوز زمان جنگ، در حقيقت امام را زير سؤال بردند.

تأسف‌بار آنجا بود كه اين احياء دشمنان انديشه اسلام ناب محمدي (ص)، توسط كساني صورت گرفت كه خود، شاگردان امام بودند و آنان با تحريك افرادي چون منتظري، خاطرات متناقض، دروغ و ادعاهاي بي اساس را مطرح كردند كه بر آگاهان تاريخ ضروري است اين مطالب را براي نسل‌هاي آينده تبيين كنند.

ما در اين كتاب تنها به ادعاهاي منتظري در رابطه با جنگ تحميلي پرداخته‌ايم و بر اساس آنچه از بيانيه‌ها و مصاحبه‌هاي ايشان بدست مي‌آيد ديدگاه‌هاي ايشان در خصوص جنگ تحميلي را آناليز كرده‌ايم:

ادعاهاي منتظري

از بررسي سخنان منتظري در كتاب خاطرات و در نامه‌هايي كه براي امام ارسال كرده و سخناني كه در موارد ديگر، اعلام داشته است دو مطلب زير را مي‌توان بدست آورد.

1- مقصر اصلي جنگ و شروع آن، ما بوديم، نه صدام!! جمهوري اسلامي با شعارهايي كه داده است، جنگ را آغاز كرده است. و صدام براي دفاع از خود به كشور ما حمله كرده است!

2- مقصر استمرار جنگ و كشته شدن افراد طرفين، حضرت امام است و پس از پيروزي در خرمشهر بايد جنگ خاتمه مي‌يافت چرا كه به ما پيشنهاد پرداخت غرامت شد ولي امام نپذيرفت.

بنابراين بايد به بررسي هر دو زمينه پرداخت



موضوع مطلب :
۱۳۸۳/۱/۱٧ :: ٦:۳٤ ‎ق.ظ
موضوعات
امکانات جانبی

Locations of visitors to this page
اتقو الله الذی ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای حزب الله محفوظ است