یکشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸۸

تکرار هولوکاست در یک سرزمین بعد از 15 قرن

تکرار هولوکاست در یک سرزمین بعد از 15 قرن

جناب آقای میر حسین موسوی! واقعا با چه رویی از این خائن حرم شریف و دست پروده مستر همفر برای آشوب های انتخاباتی پول گرفتی؟چرا موضعی از شما بر این امر شاهد نیستیم؟خود را مدیون ملک عبدالله می دانی؟ از آن امامی که از آن دم می زنی خجالت نکشیدی؟20 بسیجی را فدای دیکتاتور مابی های خود کردی و بر ضد بسیج بیانیه می دهی؟حنای تو و امثال تو دیگر برای آمریکایی ها هم رنگی ندارد





شهید مطهری در یکی از کتابهایش نکته ای جالبی را مطرح می کند.استاد شهید در مورد انسان سوزی می فرماید:«تا آن جا که من گشته ام هیچ گاه در تاریخ مشرق زمین پدیده ای به نام سوزاندن آدم زنده در آتش نداریم ولی در تاریخ غرب این جنایت به وفور وجود دارد.»
استاد گرانقدر،دکتر عباسی نیز در یکی از سخنرانی هایش با اشاره به همین گفته شهید مطهری این امر را در تاریخ شرق بدون نمونه می داند.
متاسفانه صهیونیست نگذاشت که این افتخار برای تاریخ مشرق زمین پایدار بماند و این کار انجام شده است.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیات 4 تا 7 سوره البروج (قُتِلَ أَصحَب الاُخْدُودِ،النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ،إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ،وَ هُمْ عَلى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شهُودٌ، وَ مَا نَقَمُوا مِنهُمْ إِلا أَن یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ،الْعَزِیزِ الحَْمِیدِ الَّذِى لَهُ مُلْک السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى کلِّ شىْءٍ شهِیدٌ،)می فرماید:« در این آیه به داستان اخدود اشاره مى کند تا زمینه را براى آیات بعدى که مى فرماید: ((ان الذین فتنوا...)) فراهم سازد، و به هیچ وجه جواب قسم نیست .
و کلمه اخدود به معناى شکاف بزرگ زمین است ، اصحاب اخدود جباران ستمگرى بودند که زمین را مى شکافتند و آن را پر از آتش نموده ، مؤ منین را به جرم اینکه ایمان دارند در آن مى انداختند، و تا آخرین نفرشان را مى سوزاندند.
پس جمله قتل .. نفرین بر آنان است ، نه اینکه خواسته باشد خبر دهد، و منظور ازقتل لعنت و طرد از درگاه خداى تعالى است 
بعضى گفته اند: مراد از اصحاب اخدود مردان و زنان مؤ منى هستند که در آن قوم سوخته شدند، و جمله قتل مى خواهد خبر دهد که این مردان و زنان به وسیله سوختن در آتش کشته شدند، نه اینکه بخواهد بر آنان نفرین کند. لیکن این نظریه ضعیف است ، به دلیل اینکه بر حسب ظاهر ضمیرهاى اذهم علیها و هم على ما یفعلون وما نقموا به اصحاب اخدود برمى گردد، و مراد از این ضمائر و مخصوصا دومى و سومى جباران ستمگرى هستند که ناقم و شکنجه گر بودند، نه مؤ منین شکنجه شده .... اگر نار را به وصف وقود توصیف کرد براى اشاره به عظمت امر آن آتش ‍ و شدت اشتعال و افروختگى آن بود... در حالى که خود ستمکاران لب آتش و پیرامون آن نشسته بودند تا سوخته شدن مؤ منین را نظاره کنند...شکنجه گران حاضر بودند و عمل سوزاندن و سوخته شدن مؤ منین را مشاهده مى کردند... کلمه «نقم -» به فتحه نون و قاف - به معناى کراهت شدید است ، مى فرماید نفرتشان از مؤ منین فقط براى این بود که به خدا ایمان داشتند، و به خاطر همین داشتن ایمان ، ایشان را سوزاندند.»
آری این هولوکاست در تاریخ شرق توسط یهودیان انجام پذیرفت و این ننگ را بر مشرق زمین تحمیل کردند.کسانی که انسان سوزی عادتی مفرح برایشان محسوب می شد دروغ مقدسی به انم هولوکاست را ترتیب دادند و همه از همه جهان طلبکار شدند و به راحتی از شرکت های آلمانی و دیگر مردم جهان با کمال پررویی اخاذی می کنند و بر این باج سبیل تا سال 2030 نیز ادامه می دهند.
موضوع این نوشتار دروغ هولوکاست در جنگ جهانی دوم نیست.می خواهم به موضوع کشتار مردم صعده اشاره کنم.دولت یمن که به خیال خام خود می خواست با حملات برق آسا الحوثی ها را نابود کند به دلیل مقاومت مردمی زمین گیر شد.اتاق های فکر در واشتگن و تل آویو این جنگ را برای چهار منظور طراحی کردند:
1-تحت تاثیر قرار دادن گزارش گلدستون در افکار عمومی جهانیان و بالخصوص مسلمانان که متاسفانه موثر واقع شد
2.درگیر کردن مراسم برائت از مشرکین و مراسم حج با این مسلمان کشی
3.وارد کردن ایران به این جنگ و ایجاد یک بازی باخت- باخت برای دیپلماسی ایران و امتیاز گیری در مسئله هسته ای
4.قطع روابط ایران با یمن
مورد سوم و چهارم با هوشیاری رهبر انقلاب و دستگاه سیاست خارجی تا این لحظه خنثی شده است.اتفاقاتی مثل سناریوی مفتضح کشتی ایرانی حامل سلاح نیز در راستای امر چهارم ارزیابی می شود. برای خنثی کردن امر دوم هم باید شعارهای حمایت از صعده با نفی استکبار به هم تنیده شود و صرفا نباید به مهره دست چندم صهیونیست ها یعنی ارتجاع عرب بسنده کرد.
نکات تاسف بار فاجعه صعده استفاده از بمب های فسفری و سوزاندن مردم بی دفاع صعده به دلیل دفاع از اعتقادات و حقوق طبیعی اشان به واسطه ارتجاع عرب است.به این خبر از خبرگزاری فارس دقت کنید:« جنگنده های عربستان سعودی در حمله به مناطق یمن از بمب های فسفر سفید اهدایی رژیم صهیونیستی و سلاح‌های ممنوعه آمریکایی استفاده می‌کنند.»
این اتفاق یادآور هولوکاست 15 قرن پیش در همین سرزمین است که توسط یهودی ها انجام پذیرفت.الان نیز بعد از 15 قرن همان اتفاق رخ داده است. باید آیه بعدی را خطاب به خائن حرم شریفین گقت:« إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا المُْؤْمِنِینَ وَ المُْؤْمِنَتِ ثمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَاب جَهَنَّمَ وَ لهَُمْ عَذَاب الحَْرِیقِ»
وهمچون 15 قرن پیش وعده قرآن را برای مردم صعده تکرار می کنیم:« إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ لهَُمْ جَنَّتٌ تجْرِى مِن تحْتهَا الاَنهَرُ ذَلِک الْفَوْزُ الْکَبِیرُ»
و اما سخنی هم با موسوی:
واقعا با چه رویی از این خائن حرم شریف و دست پروده مستر همفر برای آشوب های انتخاباتی پول گرفتی؟چرا موضعی از شما بر این امر شاهد نیستیم؟خود را مدیون ملک عبدالله می دانی؟ از آن امامی که از آن دم می زنی خجالت نکشیدی؟20 بسیجی را فدای دیکتاتور مابی های خود کردی و بر ضد بسیج بیانیه می دهی؟حنای تو و امثال تو دیگر برای آمریکایی ها هم رنگی ندارد.آنها از شما و کروبی عبور کردند.دلیل نمی خواهد وقتی مخملباف جایزه خود را به منتظری اهدا می کند یعنی او نقش تدارکچی جنبش سبز اموی را به عهده گرفته است.قبل از انتخابات نوشتم که کاری نکنید که بعد از انتخابات بگوییم میرحسین حیف شد ولی اکنون نمیگوییم چون داشته های 30 ساله آمریکایی ها را بر باد دادی.آفرین بر خدمتی که به انقلاب کردی

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

یکشنبه ۳ آبان ،۱۳۸۸

کروبی با شعار "مرگ بر منافق" به بیرون از نمایشگاه رانده شد

مهدی کروبی عصر امروز (جمعه) در حالی که با شعارهای "درود بر کروبی" عده‌ای از همراهانش به نمایشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده دیگری از بازدیدکنندگان به بیرون از نمایشگاه هدایت شد.

(عکس از سید هادی کسایی)

به گزارش رجانیوز، مهدی کروبی ساعت 15 با جمعی از اطرافیانش وارد نمایشگاه مطبوعات در شبستان مصلی تهران شد و شعارهای "درود بر کروبی"، "کروبی زنده باد موسوی پاینده باد"، "یا حسین میرحسین" از سوی برخی هوادارانش همراهی شد.

با این حال، وی هنوز یک‌سوم از مسیر نمایشگاه را بیشتر طی نکرده بود که با رسیدن به بخش روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زیاد دیگری از بازدیدکنندگان نمایشگاه مواجه شد.

این جمعیت با سردادن شعارهای دیگری مانند "منافق برو بیرون"، "حروم خور برو بیرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغییر مسیر کروبی شدند و وی را تا بیرون از نمایشگاه با همین شعارها همراهی کردند، به طوری که کروبی بیش از 15 دقیقه نتوانست در نمایشگاه بماند.

(عکس از علی مختاری)

تعدادی از افرادی که در حمایت از کروبی شعار می‌دادند به برخی غرفه‌ها صدمه زدند.

در بیرون از محوطه نمایشگاه محافظان کروبی اقدام به تیراندازی هوایی کردند و از شوکر برای پراکنده کردن مخالفان وی استفاده کردند.

پس از اخراج کروبی از نمایشگاه، تعدادی از افراد با حرکت به سمت طبقه فوقانی نمایشگاه شعارهایی سردادند اما پس از آنکه به سمت طبقه پایین حرکت کردند، تعدادی از بازدیدکنندگان با سردادن شعارهای "مرگ بر منافق"، بسیجی واقعی نورعلی شوشتری"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" ادامه پروژه اغتشاش در نمایشگاه را ناکام گذاشتند.

سایت رجانیوز

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

یکشنبه ۳ آبان ،۱۳۸۸

روزنامه رسالت: موسوی بیماری "خود اکثریت بینی" دارد

روزنامه رسالت در سرمقاله خود نوشت:

آقای موسوی در تازه‌ترین اظهارات خود در مخالفت با مقوله‌ای که این روزها از آن به عنوان «وحدت ملی» یاد می‌شود می‌گوید: «تا موقعی که حق مردم قبول نشود و مردم به حساب نیایند، راه حلی پیدا نخواهد شد. اصل این است که به مردم احترام گذاشته شود، عقاید آنها قبول شود، باید به حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان برگردیم ، آن موقع راه حل خیلی راحت پیدا می شود» 
 
آقای موسوی در این میان خود را نماینده100 درصد مردم می‌داند و طوری حرف می‌زند که گویی100  درصد مردم ایران به او نمایندگی داده‌اند که بگوید؛ حق مردم در این مملکت قبول نمی‌شود به آنها احترام نمی‌گذارند، عقاید آنها مورد قبول واقع نمی‌شود.

بیماری «خود اکثریت بینی» یا « خود اکثریت پنداری» موجب می‌شود که ما جز خود و پندارهای خود  هیچ‌کس را نپذیریم.

بیماری خود اکثریت پنداری موجب می‌شود تاریخ گذشته و حال و آینده را انکار کنیم و حتی در وسعت جغرافیایی‌ای که حضور داریم دچار خطا شویم.

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

جمعه ۳ مهر ،۱۳۸۸

انتشار یک نظرسنجی وبرخورد عجیب بعضی از سایتها!

چند روزی است که نتایج یک نظر سنجی، توسط برخی سایت‌های اینترنتی منتشر شده است.

این نظرسنجی توسط موسسه افکارسنجی جهانی به نام "World Public Opinion" که در واشنگتن مستقر است، درتاریخ 29 شهریور 88 بر روی سایت این موسسه منتشر شد.

سایت تابناک به عنوان یکی از اولین منتشر کنندگان این پژوهش در رابطه با آن می‌نویسد:

"در این پژوهش دیدگاه‌های مردم ایران درباره مسائل گوناگون جمع آوری شده و نتایج این پژوهش در نخستین ساعات روز یک شنبه 29/6/88 روی سایت این مؤسسه قرار گرفته است. این پژوهش در مجموع، دربرگیرنده مباحث جالب توجهی درباره مسائل ایران است که عملیات اجرایی آن از طریق یک مؤسسه نظرسنجی از خارج ایران انجام شده است. این نظرسنجی با جامعه آماری جمعیت شهری و روستایی ایران و با ضریب خطای 3 درصد و با روش تلفنی به کمک کامپیوتر انجام گرفته است.
بنا بر این گزارش، این تحقیق در برگیرنده مباحثی همچون انتخابات در ایران و بررسی موردی انتخابات ریاست جمهوری دهم، بررسی میزان اعتماد به نهادها و دستگاه‌ها در ایران، عملکرد آمریکا در جهان و نحوه تعامل ایران با آن، مقایسه وضعیت ایران با چهار سال گذشته در موارد گوناگون، مسأله آزادی‌های اجتماعی در ایران و مسائلی از این دست است."

نکته مهمی که پس‌از انتشار این نظرسنجی در رسانه‌های داخلی قابل توجه است، واکنش‌های گوناگون و بعضاً بی‌دلیل و استدلال برخی از طرفداران کاندیداهای مغلوب انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌باشد.

البته قبل‌ازهرچیز باید بگویم که سایت‌های خبری و وبلاگ‌های حامی جریان به اصطلاح سبز! از انعکاس این خبر طفره رفته و دچار خود سانسوری مضحکانه‌ای شده‌اند. (1)

نکته جالب این‌که سایت تابناک نیز در ترجمه انجام شده از این پژوهش، دو سوال 20 و 23 را به دلیل آنچه "ذکر شدن نام برخی افراد" است سانسور می‌کند. (2)
دو سوالی که به نظر می‌رسد نتیجه پاسخ آنها به مذاق آقایان! خوش نیامده و همین شده که بسیاری از سایت‌های مدعی جریان آزاد اطلاعات طرفداران برخی کاندیداها از انتشار این خبر شانه خالی می‌کنند.

این دو سوال و نتیجه پاسخ به آن‌ها چه بود؟

 سئوال 20 : در این انتخابات [ریاست جمهوری دهم] به چه کسی رای دادید؟

1- میرحسین موسوی         14
2- احمدی نژاد                   55
3- رضایی                           3
4- کروبی                            1
سایر                                  0
نمی دانم                            3
بدون جواب / امتناع             24


سئوال 23 :  اگر همین انتخابات مجددا تکرارشود، به چه کسی رای خواهید داد؟

1- میرحسین موسوی          8
2- احمدی نژاد                  49
3- رضایی                          2
4- کروبی                           1
رای نخواهم داد                 13
سایر                                1
نمی دانم                          7
بدون جواب / امتناع            19

البته در اینجا قصد تأیید یا تکذیب نتایج این نظرسنجی را ندارم و فکر می‌کنم هرشخصی خود می‌تواند با دیدن آن، به درستی یا اشتباه بودنش [البته به صورت نسبی] پی ببرد.

آن‌چه مهم است نوع نگاه اشخاص و جریانهای سیاسی به نتایج پژوهش‌هایی است که بر خلاف عقاید و گرایش‌های فکری و سیاسی مطبوعشان می‌باشد که برای نمونه می‌توان به نظرات بازدیدکنندگان سایت خبری الف در رابطه با این مطلب اشاره کرد.

مطالب مرتبط:
.: نظر ایرانی‌ها: 83 درصد انتخابات آزاد و عادلانه بود؛ 81 درصد احمدی‌نژاد صادق است.
+
.: نظرسنجی جدید از میزان محبوبیت موسوی. +
.: نتایج نظرسنجی موسسه آمریکایی از وضعیت افکار عمومی پس از انتخابات. +

دانلود فایل‌های مرتبط:
.: دانلود نتایج این پژوهش به صورت فایل PDF (فارسی).
+
.: دانلود نتایج پژوهش به صورت فایل Word (فارسی). +
.: دانلود نتایج پژوهش به صورت فایل PDF (انگلیسی). +

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

جمعه ۳ مهر ،۱۳۸۸

افشاگری جرج سوروس و سکوت خاتمی!

304900909_orig.jpg
در حالی که دفتر خاتمی اعترافات تاجبخش در دادگاه کودتای مخملی را تکذیب کرده بود و گفته بود خاتمی هیچ دیداری با جورج سوروس انجام نداده است، سوروس در سخنرانی چند شب قبل خود به چندین دیدار خود با خاتمی در آمریکا و ایران اشاره کرد.

چندی پیش که دفتر محمد خاتمی دیدارهای وی با "جورج سورس" را تکذیب کرد شاید تصور نمی‌کرد که روزی این دیدارها از سوی خود سوروس تائید شود.

دادگاه چهارم بود که یحیی کیان تاج بخش از متهمان کودتای مخملی در بخشی از اعترافات خود به دیدارهای خاتمی با رئیس بنیاد سوروس یعنی کسی که از او را به عنوان پدر انقلاب‌های مخملی نام برده می‌شود اشاره کرد.

وی که خود نماینده بنیاد سوروس بود، در اعترافاتش گفته بود: "اگر یکی از اولین نمونه‌های براندازی را ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از 1376 بدانیم می‌توان نهایت آن را ملاقات مستقیم سید محمد خاتمی همراه ظریف با سورس در نیویورک در سال 1385 دانست که این یک ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است."

به دنبال انتشار این بخش از اعترافات تاجبخش، دفتر محمد خاتمی تکذیبیه‌ای منتشر کرد و هرگونه دیدار خاتمی و سوروس را تکذیب کرد.

در بخشی از این تکذیبیه آمده بود: "فارغ از اینکه این گفته‌ها در چه شرایطی بوده است و اصولاً فاقد هرگونه اعتباری می‌باشد؛ در عین حال اعلام می‌دارد این قبیل ادعاها اساساً کذب و عاری از حقیقت است و بجا است مسؤولان امر از گسترش این بداخلاقی‌ها و اعمال خلاف شرع و قانون که آثار سوء آن قبل از اینکه متوجه افراد باشد به نظام جمهوری اسلامی لطمه می‌زند جلوگیری به عمل آورند."

اما شامگاه 11 سپتامبر 2009 سوروس در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ نیویورک، سخنرانی کرد؛ جایی که خاتمی و یا دفتر او دیگر نمی‌تواند سخنان مطرح شده را با عبارات "تحت فشار بودن" یا "اعتراف گیری" برچسب بزند.

وی در میان سخنانش نه تنها از یک دیدار با خاتمی سخن نگفت، بلکه همانطور که تاجبخش اعتراف کرده بود به چندین دیدار میان رئیس دولت اصلاحات و پدر انقلاب مخملی اشاره کرد.

سوروس که در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی امریکا سخن می‌گفت به تلاش موسسه "جامعه باز" برای ارتباط با جریان‌های فکری "سکولار" در جهان اسلام اشاره کرد و گفت: "یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیشبرد دمکراسی در جهان اسلام و به ویژه ایران در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سه‌شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران برگزار کردم."

وی همچنین با "جذاب" خواندن این دیدار گفت که تاریخ آن به این جهت در حافظه‌اش ثبت شده که حدود 10 سال در انتظار دیدار خاتمی بوده است!

پدر انقلاب مخملی در بخشی دیگر از سخنانش فاش کرد: "به خاتمی گفتم با اینکه تعداد بسیاری از شهروندان سرخورده ایرانی از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد "گروه های سازماندهی شده" برای پشتیبانی از یک انقلاب (براندازی) هستند."

سوروس افزود: خاتمی انتخاب احمدی نژاد را حرکتی در جهت تثبیت بیشتر قدرت رهبر مذهبی ایران ارزیابی کرد و معتقد بود که در دوران احمدی نژاد جامعه مدنی تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است.

وی با بیان اینکه خاتمی در این دیدار به عنوان رهبر مخالفان ایران سخن می‌گفت ادامه داد: خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپین‌های وابسته به جنبش‌های دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواسته‌های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند.

سی و هشتمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد داووس در ژانویه 2007 زمانی بود که به گفته جورج سوروس ملاقات بعدی او با خاتمی انجام شد.

وی در خصوص این دیدار گفت که متوجه شده خاتمی رادیکال‌تر شده است تا آنجا که وی به دلیل برخی مشکلات سیاسی و حذف سیاسی گسترده همکارانش ناچار شد اجلاس داووس را نیمه کاره به مقصد تهران ترک کند.

سوروس در ادامه به ملاقات دیگری اشاره کرد که در تهران انجام گرفت.

وی درباره این دیدار که دو سال قبل از روی کار آمدن دولت نهم انجام شد گفت: این دیدار با دعوت رسمی دولت سابق ایران صورت گرفت که این فعالیت‌ها با آگاهی دولت امریکا و در تبعیت کامل از مجوزهای ویژه صادر شده از سوی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وابسته به وزارت خزانه‌داری امریکا انجام شده است.

گفتنی است محمد خاتمی تا این لحظه واکنشی نسبت به اظهارات جورج سوروس انجام نداده و هیچ بیانیه و تکذیبیه‌ای نیز منتشر نکرده است!

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸

اعلام آمادگی شریعتمداری برای مناظره

شریعتمداری در ادامه همخوانی حرکت مشترک موسوی و خاتمی و برخی دیگر از خواص آلوده با دشمنان بیرونی را واضح دانسته و تاکید می‌کند که "از هم اکنون برای اثبات این همخوانی در هر دادگاه علنی که تشکیل شود و هر مناظره‌ای که ترتیب یابد"، حاضر است

 

به گزارش شبکه ایران، حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان، در یادداشتی در شماره امروز این روزنامه به افشای پشت پرده تصمیم جدید میرحسین موسوی برای راه اندازی یک جریان سیاسی موسوم به "تشکیلات راه سبز امید" پرداخت. وی در این یادداشت که با عنوان "تشکیلات سبز یا فرش قرمز پیش پای آمریکا ؟!" نگارش شده است، این تصمیم موسوی را مرحله‌ای از کودتا علیه حکومت‌های ضدآمریکایی که «ریچارد هلمز» رئیس اسبق سازمان سیا - در دوران معاونت خود در این سازمان - با عنوان «نهضت های نام و نشان دار، اما بی‌شناسنامه» از آن یاد کرده می‌داند. این ایده هلمز در سال‌های اخیر در «دانشگاه دفاع ملی آمریکا» وابسته به پنتاگون، تحت نام «تراک 3-TRACK NO3» برای نظامیان ارشد و نامزدهای سفارت آمریکا در کشورهایی که دارای حکومت های ضدآمریکایی هستند، تدریس می‌شود. شریعتمداری در ادامه همخوانی حرکت مشترک موسوی و خاتمی و برخی دیگر از خواص آلوده با دشمنان بیرونی را واضح دانسته و تاکید می‌کند که "از هم اکنون برای اثبات این همخوانی در هر دادگاه علنی که تشکیل شود و هر مناظره‌ای که ترتیب یابد"، حاضر است. او پیش از این نیز با ارائه اسناد و شواهدی نشان داده بود که پیشنهاد خاتمی مبنی بر برگزاری رفراندوم برای سنجش مقبولیت دولت، همان دستورالعمل مایکل لدین -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه "آمریکن اینترپرایز " و دستیار ویژه "دونالد رامسفلد " وزیر دفاع اسبق آمریکا و "دیک چنی " معاون جرج بوش است. چرا که لدین چندی پیش از "رفراندوم درباره مشروعیت جمهوری اسلامی ایران " با عنوان یکی از راه کارهای مؤثر برای مقابله با اقتدار ایران اسلامی یاد کرده بود. متن کامل یادداشت امروز شریعتمداری به این شرح است: 1- نیمه خردادماه سال 1383- ژوئن 2004- وقتی ریچارد رورتی - RICHARD RORTY- یکی از بلندآوازه ترین نظریه پردازان سیاسی آمریکا- به دعوت رامین جهانبگلو و داریوش شایگان، دو جاسوس شناخته شده آمریکا و انگلیس در سفری نه چندان آشکار به ایران آمد و طی نشستی با سران مدعی اصلاحات در «خانه هنرمندان» به گفت وگو نشست، خطاب به آنان(نقل به مضمون از روزنامه زنجیره ای وقایع اتفاقیه) توصیه کرد؛ «در کشوری مانند ایران که حاکمیت آن از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است، مخالفان نمی توانند ائتلاف و پیوند خود را با تشکیل حزب و یا جبهه سیاسی حفظ کنند، زیرا یک حزب سیاسی شامل افرادی است که در بسیاری از نقاط عقیدتی و اجتماعی و سیاسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند و به همین علت یکی از اصول ضروری در تاسیس احزاب سیاسی، تهیه مرامنامه و اساسنامه است تا دیگران در صورت انطباق نظرات خویش با دیدگاه های ارائه شده در اساسنامه و مرامنامه حزب به عضویت آن درآیند. از این روی هرچه محور همبستگی یک حزب نقاط بیشتری داشته باشد، تعداد کسانی که در تمامی این نقاط اشتراک نظر دارند، کمتر خواهد بود. از سوی دیگر، جبهه سیاسی نیز مجموعه ای از چند حزب و گروه است و از آنجا که هریک از احزاب و گروه ها به طور جداگانه برای خود اساسنامه و مرامنامه دارند بنابراین جمعیت ائتلاف کنندگان در یک جبهه سیاسی نمی تواند حاصل جمع تعداد اعضا و هواداران احزاب و گروه های حاضر در آن جبهه باشد.» ریچارد رورتی در ادامه این نشست با تاکید بر توصیه های «جین شارپ» و «مایکل لدین» می گوید؛ اگر خواستار یک اپوزیسیون پرجمعیت هستید، باید محور ائتلاف را از «خط»- که شامل نقاط بسیار است- به «نقطه» تبدیل کنید. توضیح بیشتر درباره توصیه ریچارد رورتی را می توانید در گزارش مرکز استراتژیک «امریکن اینترپرایز» دنبال کنید. در این گزارش برای گروه های اپوزیسیون در یک نظام حکومتی ضد آمریکا توضیح داده می شود که فقط از «یک نقطه» به عنوان محور ائتلاف استفاده کنند و این نقطه می تواند «مخالفت با نظام حاکم به هر علت» باشد. امریکن اینترپرایز در گزارش خود می افزاید ؛ در این حالت، اپوزیسیون به یک جریان نام و نشان دار، مثل اپتور- OPTOR- در 1998 صربستان و یا «نهضت همبستگی» در 1989 لهستان تبدیل شود. این جریان ضمن آن که نام و نشان دارد، فاقد شناسنامه است، زیرا داشتن شناسنامه مستلزم اشاره به هویت- یا همان مرامنامه و اساسنامه حزبی- است که از تعداد اپوزیسیون می کاهد! 2- روز جمعه 23/5/88، میرحسین موسوی - دقیقاً همانگونه که کیهان از قبل پیش بینی کرده بود - مرحله دیگری از پروژه پلکانی سازمان «سیا» برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران را کلید زد و در جمع یکی از گروههای جبهه اصلاحات، از تصمیم خود برای راه اندازی یک جریان سیاسی موسوم به «تشکیلات راه سبز امید»! خبر داد، یعنی مرحله ای از کودتا علیه حکومت های ضدآمریکایی که «ریچارد هلمز» رئیس اسبق سازمان سیا - در دوران معاونت خود در این سازمان - با عنوان «نهضت های نام و نشان دار، اما بی شناسنامه» از آن یاد کرده و طی سال‌های اخیر در «دانشگاه دفاع ملی آمریکا» وابسته به پنتاگون، تحت نام «تراک 3-TRACK NO3» برای نظامیان ارشد و نامزدهای سفارت آمریکا در کشورهایی که دارای حکومت های ضدآمریکایی هستند، تدریس می شود. ابتدا باید از برخی هواداران جبهه اصلاحات که هنوز به ماهیت حرکت اخیر این جبهه پی نبرده اند تقاضا کرد، به جای ابرو در هم کشیدن و متهم کردن کیهان به «تندروی»، در اصل ماجرا اندیشه کنند. همخوانی حرکت مشترک موسوی و خاتمی و برخی دیگر از خواص آلوده با دشمنان بیرونی قابل انکار نیست و نگارنده از هم اکنون برای اثبات این همخوانی در هر دادگاه علنی که تشکیل شود و هر مناظره ای که ترتیب یابد، اعلام آمادگی می کند. سران فتنه اخیر تنها می توانند همراهی و همخوانی خود با بیگانگان را تصادفی! و بدون هماهنگی قبلی اعلام کنند که این ادعای احتمالی، اگرچه به سختی قابل قبول است ولی چنانچه ناشی از پشیمانی آنها باشد-با تسامح- پذیرفتنی خواهد بود و البته، در هر حال، وظیفه کیهان روشنگری است و تصمیم نهایی در بازگشت و پوزش از مردم برعهده سران فتنه و پیگیری ماجرا برعهده مسئولان نظام است. 3- چندماه قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری با استناد به شواهد و قرائن موجود پیش بینی کرده بودیم که جبهه اصلاحات و حامیان خارجی آن، کمترین امیدی به پیروزی در انتخابات ندارند و در پاسخ به این پرسش احتمالی که چرا علی رغم ناامیدی کامل از پیروزی، با صرف هزینه های کلان به تبلیغات انتخاباتی روی آورده اند؟ نوشته بودیم که فعالیت گسترده و پرهزینه آنان در چارچوب «پروژه شکست» طراحی شده است و طی چند یادداشت، گزارش و خبر ویژه آورده بودیم مدعیان اصلاحات، چند هفته قبل از تاریخ برگزاری انتخابات، از یکسو با استناد به نظرسنجی های انجام شده!- بخوانید نظرسازی که امروزه برخی از ژنرال های این جبهه در دادگاه به آن اعتراف کرده اند- ادعا خواهند کرد که نامزد آنها بیشترین شانس پیروزی را دارد و از سوی دیگر به احتمال تقلب در انتخابات دامن می زنند. این هر دو اتفاق، فقط دو هفته بعد از پیش بینی کیهان به وقوع پیوست. نظرسازی های جعلی که روزنامه های زنجیره ای، سایت های وابسته به این جبهه و سایت های ضدانقلاب و رسانه های بیگانه با آب و تاب منتشر می کردند، به این منظور صورت می پذیرفت که بعد از شکست نامزد مدعی اصلاحات، ادعای تقلب در انتخابات طبیعی! و قابل قبول جلوه کند! و ادعای تقلب نیز با این انگیزه، مطرح می شد که زمینه برای جرزنی! فراهم شود. در همان روزها، با اشاره به نمونه های مشابه کودتای آمریکایی در گرجستان، صربستان و برخی دیگر از کشورها و همچنین با استناد به اظهارات تعدادی از مقامات رسمی آمریکایی و اروپایی پیش بینی کردیم که جبهه اصلاحات، گروهی را به بهانه نظارت بر صحت انتخابات سازماندهی خواهد کرد. این پیش بینی - و نه پیش گویی به معنای غیب گویی!!- نیز دقیقاً اتفاق افتاد و مدعیان اصلاحات کمیته ای با عنوان «کمیته صیانت از آرا» تشکیل دادند. 4- در آستانه برگزاری انتخابات و 2 روز قبل از آن، طی گزارشی مستند که به دلیل اهمیت آن به تیتر اول کیهان تبدیل شد، از تصمیم قطعی مدعیان اصلاحات به غائله آفرینی و آشوب های خیابانی خبر دادیم. در آن هنگام برخی از دوستان گلایه می کردند که چرا اصلاح طلبان را به غائله آفرینی متهم می کنید؟! و پاسخ ما، آن بود که غائله آفرینی و آشوب یکی از پله های از قبل طراحی شده در پروژه پلکانی سازمان «سیا» است و در مقابل سوال بعدی آنها که از کجا مطمئن هستید جبهه اصلاحات نسخه سازمان «سیا» را دنبال می کند؟ پاسخ می دادیم، خدا کند که اینگونه نباشد ولی همه شواهد و قرائن از به کارگیری همین فرمول حکایت دارند... و بلافاصله بعد از اعلام نتایج انتخابات، این مرحله نیز کلید خورد و جمعی که متاسفانه از اصل ماجرا بی خبر بودند به فریب سران فتنه که از قبل می دانستند مرحله بعدی چیست، به خیابان ها ریختند و اراذل و اوباشی که مدتها پیش از برگزاری انتخابات به همین منظور اجاره شده بودند در پوشش کسانی که به موسوی رأی داده اند، به تخریب و غارت و در مواردی نیز به قتل افراد بی گناه دست زدند و... دعوت مسئولان و مراکز مربوطه از سران فتنه برای ارائه دلایل و اسناد ادعای آنان مبنی بر وقوع تقلب در انتخابات بی فایده بود. چرا؟! برای این که «ادعای تقلب» بخشی از یک پروژه بود و اگر سران فتنه به درخواست مراکز مسئول و پی گیری ادعای خویش از طریق قوانین جاری تن می دادند، پوچی و بی اساس بودن ادعای آنان برملا می شد و با حذف بخش مربوط به ادعای تقلب که یکی از با اهمیت ترین پله های پروژه پلکانی یاد شده بود، تمامی پروژه دود شده و به هوا می رفت. اشاره به پیش بینی های کیهان که تماماً در اوراق روزنامه ثبت و ضبط و قابل مراجعه است، خدای نخواسته برای خودنمایی نیست، بلکه صرفاً به منظور نشان دادن این واقعیت- البته تلخ- است که مدعیان اصلاحات در حرکت اخیر خود از یک نسخه آمریکایی پیروی کرده اند. نسخه ای که فرمول آن از مدتها قبل در گزارش ها و تحلیل های -بخوانید توصیه های- مراکز رسمی و استراتژیک دشمن نظیر، «امریکن اینتر پرایز»، «کمیته آمریکایی خطر» و امثال آنها، آمده بود و کیهان نیز با رصد پیوسته این گزارش ها- و البته به لطف خدای سبحان و مهربان- توانسته بود حرکت اخیر خواص آلوده را، گام به گام پیش بینی کند. 5- و اما، بعد از ناکامی پروژه یاد شده که مدعیان اصلاحات پیشاپیش از آن باخبر بودند، نوبت به مرحله بعدی می رسید، یعنی همان مرحله ای که میرحسین موسوی روز جمعه آن را کلید زد. راه اندازی یک جریان «با نام و نشان ، اما بی شناسنامه». این مرحله برخلاف ادعای موسوی و دار و دسته اش، نه فقط ابتکار او نیست، بلکه دنباله روی محض از همان نسخه آمریکایی است و البته، ان شاءالله که تصادفی! باشد. کیهان، این مرحله را نیز- فقط از آن روی که بخشی از فرمول پیشنهادی ریچارد رورتی، مایکل لدین و جین شارپ است- از قبل پیش بینی کرده و می دانست ادعاها و نظراتی نظیر این که «موسوی قصد دارد حزب جمهوری اسلامی را بازسازی کند»، «موسوی تصمیم به تشکیل یک جبهه سیاسی گرفته است» و... فقط برای ردگم کردن است و این جریان به چند علت و از جمله سه علت زیر نمی توانست حزب یا جبهه سیاسی تأسیس کند. چرا که؛ الف: وجود اساسنامه و مرامنامه به مفهوم ائتلاف روی یک خط- و حداقل ده ها نقطه- است و این به جای ائتلاف باعث اختلاف خواهد شد. ب: حزب یا جبهه ناچار است به آنچه در اساسنامه و مرامنامه آمده است وفادار بماند و نسبت به عدم انطباق مواضع و عملکرد خود با مفاد اساسنامه و مرامنامه، هم برای اعضاء و هم در مقابل سایر ناظران پاسخگو باشد و حال آن که بنای حرکت جریان یاد شده بر قانون شکنی است. ج: ارائه اساسنامه و مرامنامه برای جریانی که قصد فریب مردم و سوءاستفاده از حسن نیت و اتحاد آنها را دارد، به منزله زنجیری است که به دست و پای سران حزب یا جبهه بسته شده است و... با توجه به نکات یاد شده از ابتدا معلوم بود- و در فرمول توصیه شده افرادی نظیر ریچارد رورتی و مایکل لدین و...- نیز آمده بود، که حرکت بعدی جریان مورد اشاره، راه اندازی یک جریان نام و نشان دار- تشکیلات راه سبز امید- و بی شناسنامه یعنی «فاقد هویت مشخص» خواهد بود که روز جمعه گذشته، این پیش بینی اتفاق افتاد و این تشکیلات با تظاهر به پذیرش قانون اساسی که تاکنون بارها آن را نقض کرده است و در واقع با تکیه بر یک نقطه، یعنی مخالفت با جمهوری اسلامی- به هر علت- اعلام موجودیت کرد. نگاهی به حامیان بیندازید، آمریکا، اسرائیل، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادی، بهایی ها، مارکسیست ها، سیلی خوردگان از اسلام و... همه در یک نقطه اشتراک نظر دارند، مخالفت با انقلاب اسلامی و البته کسانی نیز هستند که به اسلام و انقلاب وفادارند ولی به توهم با این جریان همراه شده اند. همسویی این عده به یقین دوامی ندارد و تاکنون نیز بسیاری از آن جدا شده اند. 6- و بالاخره، این نکته گفتنی است که جریان یاد شده و حامیان بیرونی آن به وضوح می دانند که مقابله آنها با نظام اسلامی و برخاسته از باورهای دینی مردم، آب در هاون کوبیدن است و شیپور فریب این جریان که اکنون آشکارا به نفس نفس افتاده است، در آینده ای نه چندان دور به طور کامل از نفس خواهد افتاد... هنوز اول کار است، اضطراب مکن!

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸

بدعت های میرحسین موسوی

میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های بی منطق و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.

ملت بزرگ ایران برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب اسلامی، پدیده هایی را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومی در یک انتخابات بالاتر باشد، باید جشن و شیرینی آن نیز گسترده تر باشد. اما میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های خویش و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.

کاریکاتور میرحسین موسوی

آنچه موسوی پس از انتخابات انجام داد، حتی برای برخی کسانی که به وی رأی داده بودند نیز غیر عادی و غیر قابل باور بود و کثیری از حامیان وی از رای خود پشیمان شدند.

میرحسین موسوی، بدعت هایی را بنیان نهاد که دل بسیاری از انقلابیون و مردم به واسطه آن جریحه دار شد، از جمله این بدعت ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1-عدم مراعات قواعد مردم سالاری
مردم سالاری یا دموکراسی ضوابطی دارد که به صورت قراردادی دو طرف مبارزه پذیرفته اند. میرحسین موسوی بعد از باخت، ریل حرکت خود را از مسیر قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعی پیش رفت و هیچ گونه استدلالی برای نحوه تقلب، با تفاوت 11 میلیون رأی ارائه نمی کند.
از یکی از راهپیمایان عصر 25 خرداد پرسیدم: سند شما مبنی بر تقلب چیست که اکنون به خیابان آمده اید؟ گفت من نمی دانم ما به گفته آقای موسوی اعتماد داریم، بنابراین میرحسین مسیر را برای چنین رفتاری در انتخابات آتی کشور باز کرد و رویه ای را ایجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که می توان در وسط بازی، قواعد را عوض و یک طرفه اعلام پیروزی کرد.

2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار دانستن آنها
میرحسین موسوی از اول مشی ای را دنبال می کرد که دولت، شورای نگهبان و مجریان را قبول ندارد. این مشی ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفی، قابل تأمل بود.
تشکیل کمیته صیانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبری برای مشکلات کوچک و صدور بیانیه خطاب به ملت، به جای شکایت به شورای نگهبان بدعت های جدید ایشان است. کسی که ساز و کار قانونی کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه می توانست فردای انتخابات و پیروزی با آنها کار کند، لذا بسیاری از افرادی که رفتار میرحسین موسوی را در فردای انتخابات دیدند، خدا را شکر می کنند که ایشان رئیس جمهور نشد و گرنه کشور را باید دائما در چالش میان دستگاههای حکومتی مشاهده می کردیم.

3-صدور بیانیه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت های خیابانی
میرحسین موسوی به محض احراز شکست، رأی چهل میلیونی مردم را خیمه شب بازی خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحلیلگران و نخبگان و حقوقدانان از این حرکت انحرافی بسیار متعجب شدند که چرا میرحسین موسوی اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمی کند. مگر او نبود که یکی از اهداف اساسی خود را اجرای قانون می دانست، مگر وی، مدعی نبود که دولت فعلی قانون ستیز و قانون گریز است؟ چگونه است که خود مسیر غیرقانونی را عریان طی می کند. صدور بیانیه تهییجی به جای اعتراض قانونی یکی دیگر از بدعت های ثبت شده در انتخابات ایران به حساب می آید.

4-برگزاری راهپیمایی غیرقانونی
میرحسین موسوی که مدعی بود شاخصه اصلی دولت نهم قانون ستیزی است، بدون اخذ مجوز قانونی طرفداران خود را به خیابان می ریزد و خود نیز شخصاً در بین آنها حاضر و در سخنرانی خود به نهادهای قانونی و نظارتی نظام حمله می کند. درخواست برگزاری راهپیمایی سراسری در کشور و پایتخت به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات، قبل از بررسی و پیگیری راه های قانونی، یکی دیگر از بدعت های میرحسین موسوی به حساب می آید.

5-ایجاد زمینه برای جولان ضد انقلاب
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان یافته قطعی است؛ اگر چه میرحسین موسوی با ژست دموکرات مآبانه چنین نظری را رد می کند. نوع شعارها، نوع حملات فیزیکی، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشی حکایت از آن دارد که در سایه زمینه سازی میرحسین موسوی ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به میدان انتقام آمده اند، چه حاشیه امنی برای آنان بهتر از شعار الله اکبر و پیشانی بند «نخست وزیر امام». اراذل و اوباش باید از ایشان تقدیر ویژه نمایند زیرا میرحسین موسوی توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذیل شعارهای خود به میدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.

6-ایجاد زمینه برای به سخره گرفتن نظام توسط غرب
دنیای غرب که مدعی عدم وجود مردم سالاری در ایران است، با اقدامات میرحسین موسوی مستمسک خوبی دست آورد.
آنان حوادث اخیر را نه درون خانواده انقلاب می دانند و نه بین اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدنی خواندند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را به عنوان عامل سرکوب آزادیخواهان معرفی کردند. غرب نیز مانند میرحسین موسوی ، انتخابات چهل میلیونی ما را یک بازی تلقی کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسی دانست که به آنان خیانت شده است.

7-ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیرقانونی
در تحلیل های قبل از انتخابات، این نکته وجود داشت که تشکیل کمیته صیانت از آرای در عین القای قطعی بودن پیروزی نمی تواند بدون طراحی های دیگر باشد. کروبی در دانشگاه آزاد نجف آباد تشکیل خانه های تیمی را برملا کرد، دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی نیز با دستگیری سران مجاهدین و مشارکت خصوصاً در موضوع خانه تیمی قیطریه این موضوع را به اثبات رساندند. هدف این خانه های تیمی اگر طراحی آشوب نباشد، چه می تواند باشد؟

8-مکاتبه و مراجعه به رهبری به جای مراجعه به کانال های قانونی
میرحسین در اول انتخابات، دو نامه به خطاب به مقام معظم رهبری نوشت؛ حتی برای تمدید ساعت رأی گیری بعد از ساعت 22 نیز از طریق رهبری اقدام کرد. این رفتار از دو حالت خارج نیست؛ یا ایشان هیچ نهادی را شایسته و واجد صلاحیت نمی داند یا آنقدر روحیه استکباری بر خود حاکم کرده است که خود را شایسته تماس با کمتر از رهبری نظام نمی بیند!

9-تبدیل مهم ترین انتخاب ملت به خاطره ای تلخ
شرکت چهل میلیونی ملت در انتخابات به فرموده رهبر معظم انقلاب «جشن حقیقی» بود. میرحسین در سایه شکست سنگین و حرکت های غیرقانونی و عبوسانه، این شیرینی را تلخ و همگان را در بهت و حیرت فرو برد. مردمی که باید در جشن شرکت می کردند از ترس تخریب منازل و اماکن یا اسیدپاشی ،خانه نشین شدند و با حوادث بعد از انتخابات و کشته شدن تعدادی در حوادث مذکور، شیرینی انتخابات فراموش شد اینهمه در حالیست که میرحسین موسوی در شعارهای انتخاباتی خود مدعی بود که برای ایجاد نشاط و شادابی آمده است.

10-ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام
میرحسین موسوی با خیمه شب بازی خواندن انتخابات واعلام علنی مبنی بر عدم اعتماد به شورای نگهبان و اصرار بر ابطال انتخابات (بدون ارائه دلیل قابل پسند) نظام سیاسی ایران رانظامی معرفی کرد که رأی مردم در آن بی تأثیر، فرمایشی و بی خاصیت است و حاکمیت هر چه بخواهد انجام می دهد. ایجاد آسیب به سرمایه اجتماعی نظام که همان اعتماد عمومی ملت است مهمترین خیانت موسوی در این عرصه است.

11-سیاسی کردن مسائل حقوقی
پیگیری تخلفات انتخاباتی، امری است حقوقی و طرح آن در مجامع عمومی برای تحریک و تهییج، قطعاً منتج به نتیجه نخواهد شد.
میرحسین کسی نیست که این موضوع را نداند، اما با سیاسی کردن مسئله ثابت نمود که به دنبال شفافیت و بررسی مجدد نیست.
او هر چیزی را که مانع رسیدن وی به کرسی ریاست جمهوری شود، سرکوب خواهد کرد. استمرار آشوب ها به رغم کشته شدن بی گناهان نمونه ای از این سیاسی کاری و سماجت خودخواهانه است.

12-عدم همبستگی بین مطالبه و استدلال ها
میرحسین در دیدار با مقام معظم رهبری، در جمع طرفداران در خیابان آزادی و در نامه به شورای نگهبان خواستار ابطال انتخابات شده است و طبیعتاً برای این مدعا باید استدلال های محکمه پسند و حقوقی ارائه دهد.
ایشان در نامه خود به شورای نگهبان از جمله دلایل زیر را مطرح می کند. 1- احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری توهین کرده است. 2- احمدی نژاد دوران امام را زیر سوال برده است. 3- برای نمایندگان بنده کارت به موقع صادر نشده است. 4- بسیج در انتخابات دخالت کرده است. خانم ایشان نیز مدعی است باید رأی میرحسین در لرستان (زادگاه رهنورد) و آذربایجان شرقی (زادگاه میرحسین) بیشتر از احمدی نژاد باشد. این استدلالات آنقدر بی اساس است که حتی فردی مادر مرده را نیز به خنده وا می دارد!

13-بی توجهی به توصیه های مقام معظم رهبری
در جلسه میرحسین موسوی با مقام معظم رهبری که بعد از انتخابات تشکیل شد، به موسوی توصیه شد که کانال های قانونی را طی کند و به شورای نگهبان نیز تأکید شد با دقت از حقوق میرحسین موسوی صیانت کند. اما موسوی که به کمتر از ابطال انتخابات راضی نمی شد، بعد از خروج از دفتر رهبر معظم انقلاب مجدداً بیانیه صادر کرد، راهپیمایی غیرقانونی انجام داد و در آن راهپیمایی غیرقانونی شرکت و سخنرانی کرد.
رهبر معظم انقلاب، موسوی را به طی مسیر قانونی فرا می خواندند و در همان حال میرحسین موسوی راهپیمایی غیرقانونی به پا می دارد و در راهپیمایی اعلام می دارد به شورای نگهبان اعتماد ندارد و...
همه موارد فوق و حوادث تلخ فوق الذکر تأسف آور است، اما از آنجا که معتقدیم دست الهی تاکنون انقلاب اسلامی را از همه حوادث سخت ونفس گیر عبور داده است، ان شاءالله این بدعتها نیز فرصت هایی را در خود خواهد داشت:شاید به سمت پالایش دیگری در درون انقلاب می رویم، شاید خرداد 88 تکرار خرداد 60 باشد که حذف منافقین از عرصه انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد.

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸

مبارزه

22 مرداد 88 - 14:12

 

امام خمینی و مبارزهخمینی کبیر:
ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام! و ای نیروهای مردمی! هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. صحیفه نور ج 20 صفحه 236




a5ac7tb0g7577rsr5jtv.jpgسرلشگر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی:

ای برادران عزیز، مومن، مسلمان، خدا پرست وزیر پرچم ولایت، ما باید همیشه آماده مبارزه باشیم. اگر مبارزه از وجود ما گرفته بشود، ما می میریم، اگر مبارزه در چارچوب ما نباشد ما دیگر نمی توانیم به خودمان بگوییم که جوان های این مملکت هستیم، مبارزه جزو کارهای ماست، حالا هر روز به گونه ای. ما در چاچوب انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، ما فریاد کشیده و گفته ایم که ما خدا را می خواهیم، ما با ضد خدا سر سازش نداریم و دست از این شعار و عقیده، که اساس حرکت ما بوده، نمی توانیم برداریم. شما فقط این موج رادیو را تاب بدهید! ببینید چه قدر دشمن در گوشه وکنار دنیا برای مبارزه با ما خوابیده است! مگر این ها می توانند دست از کفر وعنادشان بردارند؟ مگر اینها می توانند یک روز به ما بگویند که آسوده باشید؟! مگر اینها می توانند ما را ببینند که در مملکت خودمان به مبارزین فلسطینی کمک می کنیم تا علیه امریکا واسرائیل قیام کنند؟! هرگز! اینها با ما مبارزه می کنند. باید همیشه در وجودمان، در خون مان، در خانواده های مان، در گفتارمان، در اعمال مان، در شغل مان، در برنامه ریزی مان چهره مبارزه، مقاومت و ایثار و فداکاری باشد.

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸

روزنامه توقیف شده کروبی سر از رسانه‌های سیا و انگلیس در آورد

بنگاه خبرپراکنی بی بی سی و سایت ضدانقلابی روز آنلاین در کنار سایر بیگانگان در رثای توقیف یک روزه روزنامه اعتماد ملی اشک ماتم ریختند و به تلافی منتشر نشدن این روزنامه در روز دوشنبه، اظهارات مهدی کروبی و صفحات منتشر نشده روزنامه وی را به طور کامل منتشر کردند.
سایت "بی بی سی" خبر اول خود را امروز به توقیف روزنامه اعتماد ملی و اظهارات هتاکانه مهدی کروبی اختصاص داد و عکس شماره آخر و منتشر نشده این روزنامه را همراه با خبر اول خود بر روی خروجی سایت قرار داد. این سایت همچنین حمایت مجمع روحانیون مبارز از کروبی و ادعاهای اخیر وی را نیز تحت پوشش خبری قرار داد.
بی بی سی در خبری با تیتر "روزنامه اعتماد ملی ''توقیف موقت'' شد"، روزنامه اعتماد ملی را یکی از صریح اللهجه ترین روزنامه‌ها نامید.
شبکه تلویزیونی و رادیوی فارسی بی بی سی نیز در بخش‌های خبری خود، اظهارات کروبی و هتاکی وی به ائمه جمعه و توقیف یک روزه روزنامه وی را در صدر اخبار خود قرار دادند.
گفتنی است بنگاه خبرپراکنی بی بی سی متعلق به دولت انگلیس و تحت نظر دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشور اداره می شود و کارکنان بخش فارسی آن وابسته به فرقه ضاله بهائیت هستند.
سایت ضدانقلابی روزآنلاین هم برای جبران اطلاع‌رسانی دبیر کل حزب اعتماد ملی کم نگذاشت. این سایت با درج عکس بزرگ شماره امروز اعتماد ملی در صفحه اول سایت، خبر اول خود را هم به عنوان "اعتماد ملی را هم توقیف کردند" اختصاص داد.
روزآنلاین که از بودجه سازمان سیا و همچنین دولت هلند ارتزاق می‌کند، متن کامل سخنان اهانت‌آمیز کروبی را منتشر کرد.
سایر رسانه های ضد انقلاب از جمله پیک‌نت و بالاترین نیز اخبار مربوط به مهدی کروبی و عدم انتشار روزنامه وی را تحت پوشش وسیع قرار دادند.
محمدجواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی پیش از ظهر امروز در گفت و گو با ایرنا از انتشار روزنامه اعتماد ملی از فردا (سه شنبه) خبر داد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رفتارهای اخیر کروبی ناشی از شکست سنگین در انتخابات و کسب تنها 300 هزار رای –با وجود تبلیغات سنگین- و تحت تاثیر اطرافیانی است که وی را اداره می کنند. در این رابطه حجت الاسلام جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز معتقد است: آقای کروبی قدرت تحلیل مسایل سیاسی را از دست داده و آدم ساده ای است که زود می تواند فریب بخورد.
حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی عضو کمیسیون امنیت ملی نیز اظهارات اخیر کروبی را عملی در جهت تضعیف نظام و زیر سئوال بردن انقلاب می‌خواند و می‌گوید: با توجه به سوابق انقلابی آقای کروبی تاسف‌بار است که می‌بینیم ایشان تبدیل به بلندگوی استکبار شده است.
استقبال رسانه‌های مخالف نظام از کروبی در شرایطی صورت می‌گیرد که در طی سه جلسه از دادگاه اغتشاشگران، از نقش مستقیم دول غربی برای کودتای رنگی در ایران پرده برداشته شد.
محمدعلی ابطحی مشاور کروبی اخیرا با بیان اینکه دلبستگی جریان‌های اصلاح‌طلب به گروه‌های سازمانده براندازی نرم در سه، چهار سال گذشته اشتباهی بزرگ است، افشا کرد: شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی برای انتخابات راه اندازی شده بود.
محبتی معاون دادستان تهران نیز فاش ساخت که عناصری از گروهک نفاق با نفوذ در ستاد کروبی، اطلاعاتی را برای منافقین جمع‌آوری می‌کرده اند.
توهین مهدی کروبی به ائمه جمعه شهرهای تهران و مشهد پس از آن رخ داد که بسیاری از ائمه جمعه کشور در خطبه های هفته گذشته خود خواستار محاکمه و برخورد با مهدی کروبی به خاطر اهانت و تهمت علیه نظام جمهوری اسلامی شده بودند.
مهدی کروبی با نگارش نامه ای غیرمستند به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مدعی تجاوز جنسی به بازداشت شدگان حوادث اخیر شده بود. این ادعا از سوی رئیس مجلس و کمیسیون امنیت ملی "کذب محض" خوانده شد و قوه قضائیه نیز آن را تکذیب کرد.

ایمان

 پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸۸

احمدی نژاد

احمدی نژاد

ایمان

 پيام هاي ديگران ()